X
تبلیغات
جوانان درآباد - آموزش زبان آذری- بن یا ریشه کلمات

جوانان درآباد

روستای درآباد در دامنه سرسبز سبلان 15 کیلومتری اردبیل در جوار آب گرم سرعین

آموزش زبان آذری- بن یا ریشه کلمات

از این به بعد سعی داریم درسهایی را از زبان شیرین آذری خدمتتان تقدیم کنیم. هدفمان این است تا زبان اصیل آذری را به فراموشی نسپاریم.

 درس  یک آموزش زبان تركي : بن شناسي

 

«كؤك» ، «ريشه» و «بن» ، كلماتي هم معني هستند كه با يك مفهوم در ادبيات تركي ، فارسي و عربي مورد استفاده قرار مي گيرد. بن كوچكترين ، خالصترين و تجزيه ناپذيرترين قسمت يك كلمه مي باشد. در واقع كلمات قابل تجزيه به اجزاي اصلي هستند و آنچه ديگر تجزيه نگردد ، ريشه آن كلمه مي باشد.

همانطور كه در درس اول ذكر شد ، زبانهاي تصريفي مانند عربي و فارسي (خصوصاً فارسي) نمي تواند بن كلمه در در ساختارهاي جديد و كلمات جديد حفظ نمايد و چنان صورت تازه اي در كلمات جديد پيدا مي كنند كه گاهي يافتن ريشه اصلي آن بسيار سخت است. براي نمونه در فارسي از فعل امر از مصدر «ديدن» مي شود: «بين». ريشه «ديد» چه ارتباطي به «بين» دارد و شخص از كجا مي تواند با مشاهده واژه هاي «بينا ، بينش ، خوش بيني و ...» احتمال بدهد كه ريشه همه اينها «ديد» است ، مگر آنكه قبلاً اين موضوع را شنيده يا حفظ كرده باشد.

 

زبانهاي التصاقي مانند تركي چنين نيستند. ريشه كلمه هميشه سالم و دست نخورده باقي مي ماند ، آنهم در ابتداي كلمه. نه حروف آن جابجا شده و بهم مي ريزد ، نه موقعيت آن تكان مي خورد ، بلكه هر تغييري هست ، بصورت اضافه شدن و التصاق يك پسوند جديد (به عبارت دقيقتر پي افزوده) به انتهاي ريشه ايجاد مي شود. مثلاً براي معادل همين مصدر ديدن (گؤرمك) در تركي داريم:

گؤر (به عنوان ريشه) ـ گؤروش (ديدار) ، گؤركم (نماي خوب) ، گؤركملي (ديدني) ، گؤروم (يك بار ديدن) و ....

يا در عربي بايد بدانيم «موذي» و «اذيت» همريشه اند و به اين شكل درآمده اند. البته در زبان عربي طبق قانون و نظم خاصي اين تغييرات صورت مي گيرد ولي به هر صورت ريشه سه حرفي كلمه نمي تواند هميشه خود را يكپارچه نگه دارد و در ساختن كلمات جديد سازه آن فرو مي پاشد.

 

شناسائي بن در تركي

شناسائي بن يا ريشه در تركي نسبت به زبانهاي ديگر بسيار آسان است. از اين لحاظ آسان است كه منطبق بر اصول و روابط منظمي است كه براي كسي كه اين زبان را نمي داند يا آشنائي با علم ريشه شناسي ندارد ، مي تواند ريشه كلمات تركي را حدس بزند. از اين رو كار يك واژه شناس يا اتيمولوژيست در تركي آسانتر است. از طرفي كلمات تركي به هر زباني بروند و هر صورت جديدي به خود بگيرند ، بالاخره اصالت خود را حفظ كرده و تعلق خود به زبان تركي را نشان خواهند داد.

 

ريشه در تركي همان است كه در ابتداي كلمه مي آيد. چراكه در زبان تركي ، پيشوند وجود ندارد و تمام كلمات از اضافه شدن پسوند (بگوئيم پي افزوده) به انتهاي ريشه حاصل مي شود. پس براي يافتن ريشه كلمه بايد سراغ ابتداي كلمات را بايد بگيريم.

 

اينكه ريشه بيش از 90% كلمات تركي تك هجائي است ، كار ما را بسيار آسان مي نمايد. چرا كه كلمه را تا رسيدن به يك ريشه تك هجائي دنبال مي كنيم. حتي نظريه اي وجود دارد كه مي گويد: «زبان تركي تك هجائي است». البته اين نظريه اثبات نشده است ، چون ما بعضي ريشه هاي تك هجائي را ديگر نمي شناسيم و صورت هزاره هاي پيش آنرا نمي دانيم. مثلاً نمي دانيم آياق (پا) كه دو هجائي است از چه ريشه تك هجائي ايجاد شده است؟ با اينهمه در تركي غالباً با فعلهايي مانند زير سر و كار داريم كه تك هجائي هستند: قاچ (فرار كن) ، آش (يك بلندي را بالا برو و پائين بيا) ، چيخ (بالا بيا) ، يئن (پائين برو) ، مين (سوار شو) ، آت (بيانداز) ، سر (پهن كن) ، سيل (پاك كن) و ... .

 

با علم به اين مسائل ، سراغ چند كلمه مي رويم تا ريشه آنها را پيدا كنيم:

الك (غربال): در اصل از مصدر «اله مك» (غربال كردن) است كه پي افزوده «ك» آنرا به اسم تبديل كرده است. پس ريشه آن فعلاً «اله» (غربال كن) است. از طرفي ريشه دوهجائي «اله» داراي ريشه تك هجائي «ال» (دست) است كه مفهوم الك كردن هم از همين ريشه استنباط مي شود.

 

بورون (دماغ): چون دو هجائي است ، شك داريم كه ريشه اصلي باشد. سراغ هجاي اول آن «بور» مي رويم كه از مصدر «بورماق» (انحنا دادن)است و كاملاً معناي دماغ از آن قابل تشخيص است.

 

بوشانماق (طلاق گرفتن): هر چند اين كلمه خود مصدر است اما بخاطر چند هجائي بودن ، احتمال بايد داد كه ريشه خالص و ناب نيست. با حذف نشانه مصدري «ماق» به «بوشان» (طلاق بگير) مي رسيم كه يك فعل لازم است و از فعل متعدي «بوشا» (طلاق بده) حاصل شده است. باز مي توان احتمال داد كه «بوشا» هم ريشه اصلي نيست چراكه دوهجائي است. ريشه تك هجائي ابتداي آن «بوش» (خالي) است كه مفهوم «خالي كردن ، عدم پشتيباني ، تنهائي» را مي توان از آن استنباط نمود. لذا ريشه «بوشانماق» ، اسم «بوش» است.

 

نوع بن : بن يا ريشه لزوماً يك فعل نيست. ممكن است اسم ، صفت ، عدد و حتي صداهاي طبيعي پرندگان و حيوانات هم باشد. در بحث فوق ديديم كه ريشه «بورون» يك فعل است اما ريشه الك يا بوشانماق يك اسم بود. در زبان تركي از اسم مي توان فعل ساخت و بالعكس از فعل هم مي توان اسم ساخت كه در درس پي افزوده ها آنرا ياد خواهيم گرفت.

 

به ريشه اصلي اين كلمات دقت كنيم تا ببينيم از چه تشكيل شده است:

گؤزل (زيبا) : از اسم گؤز (چشم) تشكيل يافته است.

اودون (هيزم) : از اسم اود (آتش) ايجاد شده است.

قاپي (در) ، قاپقا (دروازه) ، قاپاق (سرپوش) ، قاپيق يا قابيق (پوست ميوه): همگي از فعل قاپماق (پوشاندن ، بستن) خلق شده اند.

گئجه (شب): از اسم گئج (دير) به وجود آمده است.

 

مي بينيم كه با كمي زحمت و آشنائي با افعال و ريشه هاي تك هجائي مي توان ريشه كلمات تركي را تا تك هجا بودن دنبال كرد. حال واژه هاي يك زبان با اين نظم و قانون به هر زبان ديگري منتقل شوند ، باز مي توان تركي بودن آنها را اثبات نمود. براي نمونه:

 

 

يافتن بن كلمات تركي در عربي

در زبان عربي كلمه «قلعه» ريشه اي به نام «قلع» ندارد كه از آن ايجاد شده باشد. در تاريخ اين كلمه نيز اشاره اي به قلعه سازي عربها نشده است بلكه آنها چادر نشين بودند. اين كلمه همان «قالا» در تركي از ريشه «قالماق» (ماندگاري) است كه اتفاقاً واژه نزديك آن به نام «قالاق» (هيزم يا سوخت روي هم چيده شده جهت آذوقه) همكنون هم در تركي وجود دارد.

در عربي واژه «مأوا» يا خانه و مسكن بر وزن مفعل از ريشه تركي «ائو» (خانه) به وجود آمده است.

 

يافتن بن كلمات تركي در فارسي

وقتي در فارسي مي گوئيم: «دوقلو ، سه قلو ، چهارقلو» آيا در لغتنامه دنبال لغت «قلو» گشته ايم كه همينطور اعداد را دنبال آن مي چينيم؟ «قلو» در فارسي وجود ندارد. اصلاً «دو» در «دوقلو» عدد دوي فارسي نيست. همانطور كه دو در «دوجين» يا «دوبله» فارسي نيست. اين كلمه بصورت يكپارچه است و در اصل «دوغولو» از مصدر «دوغماق» (زادن) است كه در تركي به معناي «همزاد» است.

 

براحتي مي توان شناخت كه «قاشق» از مصدر «قاشيماق» (خراطي كردن) است و با شناخت تاريخي اين موضوع و پي بردن به اينكه اولين قاشق از خراطي كردن روي يك چوب بدست آمده است ، مفهوم آنرا مي پذيريم.

كار سختي نيست اگر روي ريشه دلمه (دولماق = پر شدن) فكر كنيم.

به همين ترتيب مي توان ريشه تركي كلماتي مثل اين كلمات را يافت:

كمك ، كرنش ، چكمه ، ساناز ، قيمه ، قورمه ، يونجه ، يغما ، سرمه ، قابلمه ، تابه ، دشمن ، يورش ، سراغ

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 23:9  توسط جوانان متفکر درآباد  |